اقتصاد مقاومتی؛ تولید - اشتغال | شنبه، ۶ خرداد ۱۳۹۶

سایاچی - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

سایاچی

Loading the player...

دانلود

در زمانهای گذشته در سالهای بسیار دور از عصرمان آنها دسته دسته آمدند و کوههای آذربایجان و مراتع و باغهای سرسبز و پر آب آن را پسندیدند، دوست داشتند و ماندند. در جنگها اسب سوارانی ماهر و در مقابل دشمنان شمشیر زنانی چیره دست بودند . قبیله های بزرگ عشایر طبیعت و گاو و گوسفند را بسیار با ارزش می دانستند و با عنوان چوپان در کوهساران گله هایشان را می چراندند. "سایاچی " نیز از آنان و قبیله های عشایر به یادگار مانده است. شاید هنوز هم در کشور ما "سایاچی " هست، حیف بسیاری از اشعار آنها دیگر موجود نیست ، فقط تعدادی از آنها توسط پدران و مادران کهنسال به یادگار مانده و به عصر ما رسیده است. "سایاچی " ها برای گله احترام خاصی قائل بودند و سینه شان مخزن اشعار بوده است و با گشتن در دیارمان برای ماه و خورشید ، کوه و سنگ ، باد و آب ، گرگ و پرنده ، دریاها ، برف و باران و جنگلها شعرهای زیبا می سرودند .گاه در ییلاق و گاه در قشلاق چادر می زدند و می ماندند. با پایان زمستان و آمدن بهار و با خندیدن طبیعت او به روستای ما می آمد، با لبان خندان و سینه پر سخن، محله به محله و درب به درب می گشت و با مهارت نغمه ها را مانند تسبیح پشت سر هم می چید . شعرهای زیبا می خواند و ایل برای تماشا می آمد. اینچنین او برای گله پر بهره و چوپانها سایا می خواند. از سایا هایی که او میخواند هنوز در خاطرم هست: این تکه قند دارد- هزارو یک جور فن دارد- در هر دربی که بایستد- یک پیاله قند دارد . حرفهای "سایاچی " در این جا ختم می شد، راهش را می گرفت و می رفت و از چشمانمان غیب می شد، ما منتظر او می ماندیم و در دل می گفتیم او دوباره کی می آید و برای ما سایا می خواند. سایا سایای خوبی است- جایش کوهستان است -حرفهای "سایاچی " - کسانی را که خوابیده اند بیدار می کند.